سيد محمد دامادى

111

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

اجمالا رجوع فرماييد به : راحة الصّدور و آية السّرور راوندى كه شاهد مثال را به قصيدهء اعتباريّهء جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق نيز استناد كرده است : الحذار اى غافلان زين وحشت آباد الفرار * الفرار اى عاقلان زين ديو مردم الفرار [ راحة الصّدور صص 37 - 31 ] - راحة الصّدور ص 157 كه بر كيفيّت هلاك مردم اصفهان به دست ملاحدهء اسماعيلى فصل مشبعى دارد و مواضع متعدّد ديگر آن كتاب . بعد از آنكه حسن صبّاح بر قلعهء الموت مستولى شد باطنيان قوّتى گرفتند ، و به علّت اينكه بر مخالفين خود و بر كسانى كه به ايشان آزار مىرساندند بناگاه حمله مىبردند و آنان را به زخم خنجر هلاك مىساختند رعب عظيمى بر خاطر مردم مملكت مستولى شد . اين كارد زدن بناگاه را ( كه به عربى قتل غيله و وجاء مىگويند ) باطنيان از مدّتى قبل از عهد حسن صبّاح شروع كرده بودند ، چنان كه در چهار صد و چهل هجرى در همدان چند تنى از ايشان بر آق سنقر در روزى كه وى به زيارت زاهدى مىرفت حمله‌ور گشتند و او را به زخم خنجر كشتند . پس اينكه بعضى از مورّخين مىگويند مؤسّس اين عمل حسن صبّاح بود و اوّل كسى كه به دست ايشان بدين طريق كشته شد نظام الملك بود ، قول موجّهى نيست و ليكن حسن صبّاح اين شيوه را نظم و ترتيب صحيحى داد و صنفى به نام فدائيان ايجاد كرد كه آدم‌كشى به أمر رئيس خود را وظيفهء دينى خويش مىشمردند . البتّه سعى مىكردند كه از دست اطرافيان شخص مقتول بگريزيد و دستگير نشوند ، ولى اگر هم گرفتار مىشدند و كشته مىشدند يقين داشتند كه يكسر به بهشت خواهند رفت . در باب اينكه حسن صبّاح و جانشينان او چگونه اين فدائيان را تربيت مىكردند و در فكر ايشان اين عقيده را جا مىدادند بعد ازين بحث خواهيم كرد . اينجا همين قدر كافى است كه عرض كنم اين كسانى كه مأمور قتل مىشدند به هيچ وجه گمان نمىكردند كه كارى خلاف اسلام و انسانيّت مىكنند ، به عكس ، چون احتمال اين مىرفت كه بعد از انجام دادن مأموريّت خود اسير گردند و كشته شوند و كسى برايشان نماز ميّت نخواند ، قبل از اقدام به قتل ، غسل مىكردند و يكى از همراهانشان برايشان نماز ميّت مىخواند . چنان كه در